تنگهای که جهان را به گروگان گرفته است — دیدگاه یک مهمان
تنگهای که جهان را به گروگان گرفته است – دیدگاه یک مهمان ویژه گاهی افراد، یا حتی دولتها، چنان از یک «پیروزی» کوچک مست میشوند که فراموش میکنند جهان بسیار بزرگتر از بنبستی است که خود ساختهاند. امروز در تهران، برخی گمان میکنند چون انگشتشان روی ماشه است و جریان نفت جهان را در تنگه هرمز به گروگان گرفتهاند، تمام دنیا باید در برابرشان زانو بزند. آنان با اطمینان از «نظم جدید هرمز» سخن میگویند و تصور میکنند دوران مذاکره به پایان رسیده است—و اکنون زمان گرفتن باج و تحمیل شروط به کشتیهای جهان فرا رسیده است. اما تاریخ معلمی بیرحم است. بیایید به سال ۱۹۸۶ بازگردیم؛ به فاو. در آن روزها، وقتی فاو را تصرف کردیم، همان حس شکستناپذیری چشمان ما را کور کرد. تصور میکردیم با گرفتن آن شبهجزیره، کلید پایان پیروزمندانه جنگ را در دست داریم. چنان از آن فتح مغرور شدیم که فراموش کردیم دشمن در حال بازسازی خود است؛ دیپلماسی را کنار گذاشتیم و همهچیز را به «میدان نبرد» سپردیم. نتیجه چه شد؟ در حالی که فرماندهان درگیر بازیهای سیاسی بودند، فاو در یک چشم برهمزدن سقوط کرد. آن «پیروزی مطلق» به پیشدرآم...